عزیزم 🤍

امروز دلم می‌خواهد این را به تو بگویم:

این‌همه راهی که آمده‌ای، با همه‌ی خستگی‌ها، ترس‌ها، تردیدها… بی‌ثمر نبوده. حتی آن روزهایی که فکر می‌کردی فقط دوام آورده‌ای، در حقیقت «ریشه دوانده‌ای». بعضی رشدها صدا ندارند؛ مثل ریشه‌ای که در تاریکی خاک، خودش را محکم‌تر می‌کند.

دلم می‌خواهد یادت بیاورم که تو مجبور نیستی همیشه قوی باشی تا دوست‌داشتنی باشی. خدا تو را در خستگی هم می‌بیند، در بغض‌های قورت‌داده‌شده، در کارهای نیمه‌تمام، در ظرف‌هایی که دوباره پر می‌شوند… و همان‌جا می‌گوید:

«مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم»

و یادش فقط در نماز و دعا نیست؛ در همان لحظه‌ای‌ست که دست از سرزنش خودت برمی‌داری.

امروز دلم می‌خواهد آرام در گوشت بگویم:

الا بذکرالله تطمئن القلوب

نه یعنی همه‌چیز حل می‌شود،

یعنی دل، حتی وسط حل‌نشده‌ها، جا دارد که آرام بگیرد.